aradarad، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

arad

بدون عنوان

سلام مامانی. دیروز روز سختی برای من بود آخه یه مشکل کوچیکی پیدا کردم دلم شور زد نکنه خدایی نکرده اتفاقی برای گلم افتاده باشه .خلاصه بعد از دوندگی فراوان رفتم سونو خدارو شکر دکتر گفت همه چیز خوبه و مشکلی نیست. مامانی فکر کنم تا تو دنیا بیای از استرس پیر بشم. سر داداش آرسامی اینجور نبودم ولی نمی دونم چرا الان اینجوری شدم ولی اشکال نداره این هم خودش شیرینیه که بدونم یه نی نی ناز تو دلم دارم. ...
27 اسفند 1392

آزمایش غربالگری

مامانی دیروز من رفتم سونوگرافی NT پیش خانم دکتر سولماز پیری خدا رو شکر مامان جونم توی سونوگرافیا خیلی خوب همراهی می کنی و همون سری اول دکتر می تونه وضعیت و هرچی که بخواد رو تشخیص بده دیروزم خانم دکتر تا شما رو دید گفت همه چیز خوب و عالیه دست و پا و سرتم نشونم داد خیلی ناز بودی عزیزم گفت احتمال زیاد بچه هم پسره البته برای من فرقی نداره فقط دعا می کنم سالم دنیا بیای همین کافیه. بعدشم رفتم آزمایشگاه آرمین برای آزمایش غربالگری که جوابش شنبه آماده می شه. دادش آرسامتم خیلی حواسش به شما هست هرچی می خواد بخوره یه کوچیکشم میاره می ده من می گه مامان بخور بچه دلش می خواد. ...
21 اسفند 1392

اولین سونوگرافی

امروز یعنی 23 بهمن رفتم مطب دکتر نادیا نظری و اولین سونوگرافی رو انجام دادم. خدا رو شکر همه چیز خوب بود. سنت 7 هفته و 3 روز بود و قدت 11 میلیمتر. صدای قلبتم گوش دادم کوچولوی من. اشک توی چشمهام جمع شد که دکتر گفت ببین چه سریع حرکت می کنه داره واکنش نشون می ده.مامانی الهی قربونت بشه دارم لحظه شماره می کنم که دنیا بیای. فردا هم 3 نفری با بابابی و آرسام رفتیم آزمایش خون بدم که جوابش بیاد می رم دکتر تا بقیه کارها را انجام بدم.مامانی انشاءالله صحیح و سالم دنیا بیای. ...
26 بهمن 1392

بدون عنوان

روز 8 بهمن من با بیبی چک متوجه شدم که باردار هستم و وقتی که آزمایش خون دادم مطمین شدم که نینی خوشگلی دارم پیش دکتر رفتم تا کارهای اولیه را انجام بدهم. خانم دکتر هم برای 23 بهمن وقت اولین سونوگرافی و آزمایش خون را نوشت. بابایی وقتی فهمید با اینکه آمادگی اومدن فرشته کوچیکمون را نداشتیم ولی خوشحال شد. نمی دونم چرا بر عکس آرسامی مامانی سر تو خیلی حالت تهوع دارم. ولی اشکالی نداره اینم خودش لذتی داره که می دونم کوچولویی تو دل من وجود داره. داداشی آرسامم خیلی خوشحاله که داری دنیا می‏آیی یواش من و بیدار می‏کنه هرچیزی بخوام برام میاره بعضی وقتها سر بازی می یاد تو و بوس می کنه و میره. البته یه کوچولو هم حسودی می کنه. ...
26 بهمن 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به arad می باشد